عبدالله مستوفى
261
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بعد از صد و پنجاه سال رقابت ، تازه توانسته بودند با آنها طورى كنار آمده خود را از شر آنها ايمن كنند دستور داده ، آنها را از خود برى نمايند ؟ بين شاه و ملت ايران نزاعى در كار وقوع است ، بما چه ؟ مگر عدم مداخلهء ساير دول در انتخاب طرز حكومت يك ملت ، از قوانين بينالملل و اصول مسلمه نيست ؟ همپيمانهاى تازهء ما هم در اين امر بيمداخله هستند ، مگر قزاق قشون ايرانى نيست ؟ و كلنل آن برحسب قرارداد نبايد مطيع امر شاه باشد ؟ گذشته از اينها ، ما بايد بفكر بدعهدى احتمالى همين معاهدين جديد خود هم باشيم . چه عيب دارد كه ما در ضمن فشارهائى كه ناگزير در اين بين بر ملت ايران وارد خواهد آمد و بعد از آنها حمايت خواهيم كرد ، طرفدارى براى روز مباداى خود دستوپا كنيم ؟ پس آزاديخواهان چه مىكردند ؟ آيا خواب رفته بودند ؟ خير اغفال شده بودند . در اين روزها دولت انگليس در اين كشور بىاندازه محبوب بود . مگر همين انگليس نبود كه در باغ سفارت خود را به روى آزاديخواهان گشوده بود ؟ درست است كه ايرانىها از رفتن بسفارت ، جز محلى كه از حملهء حكومت نظامى آسوده بوده و بآزادى حرف خود را با شاه خود بزنند ، مقصودى نداشتند و انگليسها هم در اين آزاديخواهى كمك مادى و معنوى بايرانيها نكرده بودند ، بلكه شاه بعد از دانستن مقاصد ملت ، خود فرمان مشروطيت را داده بود . ولى همين بيرون آمدن آزادى از سفارت انگليس چيز كوچكى نبود و انگليسها را نزد ملت ايران بىاندازه محبوب كرده بود . معاهدهء 1907 بين اين دولت و دولت روسيه هم اگرچه بر ضرر حيثيتى ايران بود ، ولى از حيث ماده ، اگرچه موقتا ، ولى درهرحال ، تاحدى جلو تجاوزات روسيه را كه به خيال بلع كردن تمام ايران بود ، ميگرفت و آن دولت را در عمليات تجاوزكارانهء خود محدود ميكرد . پس بستن همين پيمان هم با همهء منكرى كه داشت ، درواقع براى جلوگيرى از تعديات روسيه بايران جلوه كرده بود . آزاديخواهان ايران تصور مىكردند كه دولت انگليس مدافع آزادى ايران است و از هر سوءقصدى كه از طرف روسها نسبت بآزادى بشود با همپيمانى كه با آنها دارد ، جلوگيرى خواهد كرد . بلى ! همين حسن ظنها بود كه آزادى - خواهان را فريفته و از تدارك قوهء مسلح بازداشت و الا مقاومت در مقابل يكى دو هزار نفر مسلح كه اكثر آنها بقالزادههاى شهر و از سلحشورى بى خبر بودند ، كار مشكلى نبود . از طرف ديگر ، زباندرازيهاى پارهاى عناصر جاهطلب كه در اين ضمنها ياوهسرائى و هرزهدرائى ميكردند ، آزاديخواهان معتدل را كه اكثريت داشتند ، رنجور ميكرد . گذشته از همهء اينها ، مجلس جز يكصد و هشتاد و پنج انجمن كه همه آزاديخواه ولى در آن واحد هريك در تحت ليدرى رؤساى خود از همديگر دور و وحدت كلمه نداشتند ، پشتيبانى نداشت و شاه را به پيشرفت سوءقصد خود اميدوارتر ميكرد . غافلگير شدن آزاديخواهان همين كه استعداد شاه كامل شد ، يكروز صبح با فوج گارد تازهوارد خود ، به قصد باغ شاه از عمارات سلطنتى شهر بيرون آمد . براى اينكه در مردم وحشت و اضطراب زيادترى ايجاد كند ، باسيلاخورى - هاى خود كه پاچه ورماليده و تفنگ بدست در اطراف كالسكهء او